علی قدسی: از تهران تا دیتابریکس

هران،۱۹۷۸. صدای بمب‌ها. خانه‌ای که لرزیده، یک پسربچه که به سقف خیره شده و نمی‌فهمه چرا دنیاش داره از هم می‌پاشه.
چند سال بعد، ۱۹۸۴. یک خانواده، ۲۴ ساعت فرصت برای خروج از کشور. یک چمدان لباس‌های زمستونی، و یک بلیط بی‌بازگشت به سوئد کشوری که اون پسربچه حتی اسمش رو درست نمی‌دونست.

پیشنهاد پادکست به دیگران:

هران،۱۹۷۸. صدای بمب‌ها. خانه‌ای که لرزیده، یک پسربچه که به سقف خیره شده و نمی‌فهمه چرا دنیاش داره از هم می‌پاشه.
چند سال بعد، ۱۹۸۴. یک خانواده، ۲۴ ساعت فرصت برای خروج از کشور. یک چمدان لباس‌های زمستونی، و یک بلیط بی‌بازگشت به سوئد کشوری که اون پسربچه حتی اسمش رو درست نمی‌دونست.

حالا تصور کنین همون پسربچه امروز مدیرعامل یک شرکت بیش از ۱۰۰ میلیارد دلاریه که داده و هوش مصنوعی دنیا رو داره شکل می‌ده.

علی قدسی. نامی که شاید براتون آشنا نباشه. اما اگه با Uber سفر کردید، اگه Netflix بهتون فیلم پیشنهاد داده، یا اگه بانکتون تراکنش مشکوک رو تو حسابها شناسایی کرده احتمالاً از تکنولوژی‌ای استفاده کردید که این مرد و تیمش ساختن.

امروز 8 نوامبر 2025 در نهمین اپیزود مانی‌کست می‌خوایم ببینیم یک پناهنده ایرانی چطور از یک Commodore 64 شکسته شروع کرد و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های دنیای فناوری تبدیل شد.

خبرهای بیشتر درباره‌ی این اپیزود
هیچ داده‌ای یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اپیزودهای پیشنهادی:

تصور کنید شرکتی بتونه محصولش رو بفروشه، برای خریدار همان محصول وام جور کنه، اگه مشتری پیدا نشد خودش درآمد پروژه رو تضمین کنه و در نهایت از سود آینده اون هم سهم بگیره.

این دیگه فقط یک تولیدکننده تراشه نیست.
این ترکیبی از فروشنده، بانک، بیمه‌گر و بازارسازه.
و دقیقا همین اتفاق امروز در قلب اقتصاد هوش مصنوعی در حال رخ‌دادنه.

برای ساخت زیرساخت‌های AI تا سال ۲۰۲۹، رقمی در حدود یازده تریلیون دلار سرمایه لازم خواهد بود؛ بازاری که ممکنه چندین تریلیون دلار بدهی تازه ایجاد کنه.

اینجا مانیکسته و در این اپیزود، این سوال مطرحه که چه کسی حاضره برای خرید پردازنده‌هایی که به‌سرعت قدیمی میشن، میلیاردها دلار وام بده؟
پاسخ این سؤال، ما رو به یکی از جسورانه‌ترین مهندسی‌های مالی سال‌های اخیر میرسونه:
انویدیا دیگه فقط GPU نمیفروشه؛ این شرکت در حال ساختن سیستم مالی پشت فروش GPUهاست.

سیستمی که میتونه موتور رشد هوش مصنوعی رو برای سال‌ها روشن نگه داره؛ یا در صورت ضعف تقاضای واقعی، یکی از بزرگ‌ترین چرخه‌های بدهی تاریخ صنعت فناوری رو شکل بده.

دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، یک روز عجیب و تاریخی بود.
زنگ بازار بورس نزدک به صدا درمی‌آید و سهام شرکتی با یک نماد چهارحرفی شروع به معامله می‌کند:
S P C X
اما اتفاق اصلی فقط قیمت نبود. اتفاق اصلی، عطش بازار بود.
تقاضا آن‌قدر سنگین بود که از همان ابتدا، چیزی حدود چهار برابر کل سهام موجود، خریدار در صف ایستاده بود.
چند ساعت بعد، قیمت سهم حدود ۲۰ درصد بالا می‌رود و ارزش کل شرکت به عددی می‌رسد که حتی در مقیاس وال‌استریت هم غیرعادی است:
حدود ۲.۱ تریلیون دلار.
ما درباره یک IPO معمولی حرف نمی‌زنیم.
ما درباره بزرگ‌ترین عرضه اولیه سهام در تاریخ بازارهای مالی جهان حرف می‌زنیم.

این اپیزود قرار نیست به شما بگوید سهام SpaceX را بخرید یا نخرید.
هدف چیز دیگری است.
می‌خواهیم بفهمیم آیا بازار دارد آینده را قیمت‌گذاری می‌کند، یا رویای آینده را؟
آیا سرمایه‌گذار در SpaceX صاحب بخشی از بزرگ‌ترین زیرساخت فضایی و هوش مصنوعی قرن می‌شود، یا دارد با قیمت کامل وارد داستانی می‌شود که هنوز بخش زیادی از آن اثبات نشده است؟

 این اپیزود، داستان SpaceX است؛ شاید شگفت‌انگیزترین شرکت زیرساختی قرن، و شاید گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه.