فرانک اسلوتمن: ژنرال سرعت در سیلیکون‌ولی

تصور کنین یک پسر هلندی، بدون پول، بدون پارتی و حتی بدون شغل درست و حسابی ، وارد آمریکایی می‌شه که هر روز صدها نفر نابغه دنبال فرصت‌ان. نه تابلوی هاروارد روی دیوار داره، نه پسر خانواده‌ی خاصیه و نه نابغه‌اس.
تو هلند اقتصاد خوند و دکتری مدیریت بازرگانی گرفت و خودش تو کتابش می‌گه: مدرکم فقط نقطه‌ی شروع بود. افتخار من، بیست سال حضور تو خط مقدم بیزنسه.

پیشنهاد پادکست به دیگران:

تصور کنین یک پسر هلندی، بدون پول، بدون پارتی و حتی بدون شغل درست و حسابی ، وارد آمریکایی می‌شه که هر روز صدها نفر نابغه دنبال فرصت‌ان. نه تابلوی هاروارد روی دیوار داره، نه پسر خانواده‌ی خاصیه و نه نابغه‌اس.
تو هلند اقتصاد خوند و دکتری مدیریت بازرگانی گرفت و خودش تو کتابش می‌گه: مدرکم فقط نقطه‌ی شروع بود. افتخار من، بیست سال حضور تو خط مقدم بیزنسه،
سه بار…
سه تا شرکت نیمه‌جون و رو به سقوط رو در آستانه‌ی ورشکستگی تحویل گرفت، و ازشون هیولای چند میلیارد دلاری ساخت.
همه‌چیزش خلاصه می‌شه توی سرعت، عطش و سخت‌گیری برای اجرای استانداردهایی که خودش هیچ‌وقت قابل‌تحمل نمی‌دونست.
اسمش فرانک اسلوتمنه، کسی که با رهبری اون، اسنوفلیک بزرگ‌ترین IPO نرم‌افزار تاریخ رو ساخت و روش ذخیره‌سازی داده‌ها رو برای همیشه عوض کرد.

امروز بیستم نوامبر ۲۰۲۵، در دهمین اپیزود مانی‌کست همراه ما باشین با مرور زندگی یک مدیر متفاوت.

خبرهای بیشتر درباره‌ی این اپیزود
هیچ داده‌ای یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اپیزودهای پیشنهادی:

در هر موج تکنولوژی، بازار اول به چیزی نگاه می‌کنه که سریع‌تره…
بعد به بخشی که قوی‌تره…
و در نهایت، خیلی دیر، به جایی توجه میشه که زیرساخت واقعیه.
در هوش مصنوعی، همه چشم‌ها روی GPU و حافظه‌های سریع HBM دوخته شده…
اما شاید زیرساخت واقعی، جاییه که داده‌ها زندگی می‌کنن، نه جایی که فقط پردازش می‌شن

مسئله خیلی فراتر از یه گرونی ساده‌ست. ما همیشه عادت کرده بودیم که تکنولوژی هر سال ارزون‌تر می‌شه، کوچیک‌تر می‌شه، سریع‌تر می‌شه…
⛏️اما اتفاقی که امروز تو کارخونه‌های تولید تراشه داره می‌افته، یه تغییر پارادایم اساسیه. یعنی قوانین فیزیک و محدودیت‌های مهندسی دارن با اشتهای سیرناپذیر هوش مصنوعی تصادف می‌کنن. ما الان وسط یه ابرچرخه یا همون «سوپر سایکل» تاریخی تو صنعت حافظه هستیم.
اثرات این کمبود حداقل تا سال 2027 و حتی بعدش، روی تک‌تک دستگاه‌های الکترونیکی که استفاده می‌کنید سایه می‌ندازه.
همیشه یه سؤال بزرگ درباره این شرکت‌های سازنده حافظه وجود داشته؛ اینکه چرا این صنعت تا این حد بی‌ثباته؟ یعنی وقتی به تاریخچه‌شون نگاه می‌کنی، همیشه یا دارن با پارو پول جابه‌جا می‌کنن یا تو لبه ورشکستگی دست و پا می‌زنن. چرا نمی‌تونن یه تعادل ساده بین عرضه و تقاضا ایجاد کنن؟