آیرن؛ ماینر سبزِ بیت‌کوین و مغزِ هوش مصنوعی

تصور کنید سال ۲۰۱۸ست. بیت‌کوین زیر ده هزار دلاره و مخالفانش هر روز مقاله مینویسن علیه ماینرها:
«این صنعت، برق جهان رو می‌خوره»، «ماینینگ دشمن محیط زیسته».
وسط این هجمه، توی سیدنی دو برادر استرالیایی دنیل و ویل رابرتز یه فکر عجیبی تو سرشونه:«بریم کانادا… برق آبی رودخانه‌های ونکوور رو تبدیل کنیم به بیت‌کوین سبز.»

پیشنهاد پادکست به دیگران:

تصور کنید سال ۲۰۱۸ست. بیت‌کوین زیر ده هزار دلاره و مخالفانش هر روز مقاله مینویسن علیه ماینرها:
«این صنعت، برق جهان رو می‌خوره»، «ماینینگ دشمن محیط زیسته».
وسط این هجمه، توی سیدنی دو برادر استرالیایی دنیل و ویل رابرتز یه فکر عجیبی تو سرشونه:«بریم کانادا… برق آبی رودخانه‌های ونکوور رو تبدیل کنیم به بیت‌کوین سبز.»
اکثرا می‌گفتن دیوونگی محضه. اما اون‌ها دقیقاً همین کار رو می‌کنن؛ با میلیون‌ها دلار قرض، مذاکره با ونچرها، و اعتمادبه‌نفس خالص ایده استارتاپی شون شکل میگیره.
چهار سال بعدتر، بیت‌کوین از اوج ۶۷ هزار دلاری سقوط می‌کنه تا ۱۵ هزار، یه ریزش ۷۵ درصدی. ماینرهای بزرگ یکی‌یکی نابود می‌شن.
همه فکر می‌کنن پرونده‌ی برادران رابرتز هم همین‌جا بسته می‌شه. ولی نه… اینجا داستان جدیدی شروع میشه. این دو برادر، به‌جای عقب‌نشینی، تصمیم می‌گیرن دیتاسنترهایی بسازن که برای هوش مصنوعی نفس بکشه. از دل زیان و بحران، می‌رن سراغ بزرگ‌ترین موج تکنولوژی قرن.

امروز 30 نوامبر 2025 در یازدهمین اپیزود مانی‌کست میریم سراغ آیرن شرکتی که حدود ۶ درصد از کل قدرت پردازش
شبکه‌ی بیت‌کوین رو در اختیار داره و هم زمان یکی از سریع‌ترین سازندگان زیرساخت AI در آمریکای شمالیه.
دیتاسنترهایی داره که کنار سدهای هیدرو و مزارع بادی نشستن،
با برق صددرصد تجدیدپذیر کار می‌کنن، و با همون برق،
هم هش‌ریت بیت‌کوین تولید می‌کنن، هم مغز کامپیوتری برای مدل‌های هوش مصنوعی.

یه قرارداد تقریباً ده میلیارد دلاری با مایکروسافت بسته.
۲۳ هزار GPU انویدیا داره و هدفش ۱۴۰ هزاره. از کوه‌های یخ‌زده بریتیش‌کلمبیا کوچ کرده به بیابون‌های داغ تگزاس.
درآمدش از ۶۰ میلیون رسیده به نیم میلیارد.
و سهامش؟ بیشتر از ۵۰۰ درصد رشد کرده.
اما سؤال بزرگ هنوز سرجاشه:
آیا IREN واقعاً داره نسل بعد زیرساخت محاسبات رو می‌سازه؟
یا این هم یکی دیگه از همون داستان‌هایی‌ست
که تو تب‌وتاب هوش مصنوعی ساخته می‌شن
و بعد، با اولین باد مخالف ناپدید میشن؟

 

خبرهای بیشتر درباره‌ی این اپیزود
هیچ داده‌ای یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اپیزودهای پیشنهادی:

تصور کنید شرکتی بتونه محصولش رو بفروشه، برای خریدار همان محصول وام جور کنه، اگه مشتری پیدا نشد خودش درآمد پروژه رو تضمین کنه و در نهایت از سود آینده اون هم سهم بگیره.

این دیگه فقط یک تولیدکننده تراشه نیست.
این ترکیبی از فروشنده، بانک، بیمه‌گر و بازارسازه.
و دقیقا همین اتفاق امروز در قلب اقتصاد هوش مصنوعی در حال رخ‌دادنه.

برای ساخت زیرساخت‌های AI تا سال ۲۰۲۹، رقمی در حدود یازده تریلیون دلار سرمایه لازم خواهد بود؛ بازاری که ممکنه چندین تریلیون دلار بدهی تازه ایجاد کنه.

اینجا مانیکسته و در این اپیزود، این سوال مطرحه که چه کسی حاضره برای خرید پردازنده‌هایی که به‌سرعت قدیمی میشن، میلیاردها دلار وام بده؟
پاسخ این سؤال، ما رو به یکی از جسورانه‌ترین مهندسی‌های مالی سال‌های اخیر میرسونه:
انویدیا دیگه فقط GPU نمیفروشه؛ این شرکت در حال ساختن سیستم مالی پشت فروش GPUهاست.

سیستمی که میتونه موتور رشد هوش مصنوعی رو برای سال‌ها روشن نگه داره؛ یا در صورت ضعف تقاضای واقعی، یکی از بزرگ‌ترین چرخه‌های بدهی تاریخ صنعت فناوری رو شکل بده.

دوازدهم ژوئن ۲۰۲۶، یک روز عجیب و تاریخی بود.
زنگ بازار بورس نزدک به صدا درمی‌آید و سهام شرکتی با یک نماد چهارحرفی شروع به معامله می‌کند:
S P C X
اما اتفاق اصلی فقط قیمت نبود. اتفاق اصلی، عطش بازار بود.
تقاضا آن‌قدر سنگین بود که از همان ابتدا، چیزی حدود چهار برابر کل سهام موجود، خریدار در صف ایستاده بود.
چند ساعت بعد، قیمت سهم حدود ۲۰ درصد بالا می‌رود و ارزش کل شرکت به عددی می‌رسد که حتی در مقیاس وال‌استریت هم غیرعادی است:
حدود ۲.۱ تریلیون دلار.
ما درباره یک IPO معمولی حرف نمی‌زنیم.
ما درباره بزرگ‌ترین عرضه اولیه سهام در تاریخ بازارهای مالی جهان حرف می‌زنیم.

این اپیزود قرار نیست به شما بگوید سهام SpaceX را بخرید یا نخرید.
هدف چیز دیگری است.
می‌خواهیم بفهمیم آیا بازار دارد آینده را قیمت‌گذاری می‌کند، یا رویای آینده را؟
آیا سرمایه‌گذار در SpaceX صاحب بخشی از بزرگ‌ترین زیرساخت فضایی و هوش مصنوعی قرن می‌شود، یا دارد با قیمت کامل وارد داستانی می‌شود که هنوز بخش زیادی از آن اثبات نشده است؟

 این اپیزود، داستان SpaceX است؛ شاید شگفت‌انگیزترین شرکت زیرساختی قرن، و شاید گران‌ترین سؤال تاریخ بازار سرمایه.