علی قدسی: از تهران تا دیتابریکس

هران،۱۹۷۸. صدای بمب‌ها. خانه‌ای که لرزیده، یک پسربچه که به سقف خیره شده و نمی‌فهمه چرا دنیاش داره از هم می‌پاشه.
چند سال بعد، ۱۹۸۴. یک خانواده، ۲۴ ساعت فرصت برای خروج از کشور. یک چمدان لباس‌های زمستونی، و یک بلیط بی‌بازگشت به سوئد کشوری که اون پسربچه حتی اسمش رو درست نمی‌دونست.

پیشنهاد پادکست به دیگران:

هران،۱۹۷۸. صدای بمب‌ها. خانه‌ای که لرزیده، یک پسربچه که به سقف خیره شده و نمی‌فهمه چرا دنیاش داره از هم می‌پاشه.
چند سال بعد، ۱۹۸۴. یک خانواده، ۲۴ ساعت فرصت برای خروج از کشور. یک چمدان لباس‌های زمستونی، و یک بلیط بی‌بازگشت به سوئد کشوری که اون پسربچه حتی اسمش رو درست نمی‌دونست.

حالا تصور کنین همون پسربچه امروز مدیرعامل یک شرکت بیش از ۱۰۰ میلیارد دلاریه که داده و هوش مصنوعی دنیا رو داره شکل می‌ده.

علی قدسی. نامی که شاید براتون آشنا نباشه. اما اگه با Uber سفر کردید، اگه Netflix بهتون فیلم پیشنهاد داده، یا اگه بانکتون تراکنش مشکوک رو تو حسابها شناسایی کرده احتمالاً از تکنولوژی‌ای استفاده کردید که این مرد و تیمش ساختن.

امروز 8 نوامبر 2025 در نهمین اپیزود مانی‌کست می‌خوایم ببینیم یک پناهنده ایرانی چطور از یک Commodore 64 شکسته شروع کرد و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های دنیای فناوری تبدیل شد.

خبرهای بیشتر درباره‌ی این اپیزود
هیچ داده‌ای یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اپیزودهای پیشنهادی:

گوگل رو تصور کنید در سال ۲۰۱۵؛
یک غول پول‌ساز مطلق. ماشینی بی‌وقفه برای چاپ پول. شرکتی که ده‌ها میلیارد دلار درآمد از جستجو و تبلیغات داشت و از بیرون، بی‌نقص به نظر می‌رسید.
اما اگر آن روزها یک کارت ورود می‌گرفتید و وارد راهروهای گوگل می‌شدید، با تصویر متفاوتی روبه‌رو بودید:
یک کارگاه عظیم، درخشان، پر از نابغه‌های کنجکاو… و به‌شدت بی‌نظم.

تصور کنین مهم‌ترین شرکت جدید دنیای هوش مصنوعی،
نه از دل یک ایده خلاقانه، بلکه از دل یک شورش فلسفی به دنیا اومده باشه.
شورشی که درست وسط OpenAI اتفاق افتاد؛
جایی که GPT ساخته شد.