The Nvidia Way: جنسن هوانگ، معمار امپراتوری انویدیا

تصور کنید سال ۲۰۱۶ست.
آینده‌ی هوش مصنوعی، توی یک جعبه جا شده.
مردی با کت چرمی مشکیِ معروفش، خودش جعبه‌ای بزرگ و سنگین رو بغل کرده.
اون جعبه اولین ابرکامپیوتر اختصاصی هوش مصنوعی دنیاست؛ DGX-1.
و این مرد کسی نیست جز Jensen Huang
بنیان‌گذار و مدیرعامل NVIDIA.

پیشنهاد پادکست به دیگران:

تصور کنید سال ۲۰۱۶ست.
آینده‌ی هوش مصنوعی، توی یک جعبه جا شده.
مردی با کت چرمی مشکیِ معروفش، خودش جعبه‌ای بزرگ و سنگین رو بغل کرده.
اون جعبه اولین ابرکامپیوتر اختصاصی هوش مصنوعی دنیاست؛ DGX-1.
و این مرد کسی نیست جز Jensen Huang
بنیان‌گذار و مدیرعامل NVIDIA.

مقصد نه یک شرکت بزرگ، نه یک دیتاسنتر عظیم.
بلکه یک دفتر کوچیک و ساده از یک استارتاپ گمنام توی سانفرانسیسکو.
جایی که اون روزها تقریباً هیچ‌کس اسمش رو نشنیده بود: OpenAI.
یک استارتاپ غیرانتفاعی، با چند تا پژوهشگر جوون و کلی رؤیای عجیب.
جنسن داشت سیستمی رو تحویل می‌داد که شرکتش میلیون‌ها دلار براش خرج کرده بود.
اما یک مشکل خیلی عجیب وجود داشت:
هیچ صف خریدی نبود.
هیچ مشتری جدی‌ای وجود نداشت.
و حالا، اولین خریدار… حتی پول خریدنش رو هم نداشت.
خود جنسن بعدها گفت:
«ایلان ماسک اولین پیشنهاد خرید رو برای Open Ai داد، اما وقتی فهمیدم این شرکت غیرانتفاعیه، تمام خون از صورتم رفت.»
اون روز، تقریباً هیچ‌کس نمی‌دونست داره چه انقلاب مهمی شکل میگیره
اون جعبه فقط یک سخت‌افزار نبود؛
بذری بود که چند سال بعد، شکل تازه‌ای از هوش رو وارد زندگی همه‌ی ما کرد.
اما سؤال اصلی اینجاست:
چطور شرکتی که همه با کارت گرافیک بازی می‌شناختنش،
تبدیل شد به قلب تپنده‌ی انقلاب هوش مصنوعی؟
این اپیزود، داستان همین دگردیسی و پیووت هاست.
نه فقط داستان موفقیت،
بلکه داستان شکست‌های سنگین، تصمیم‌های مرگبار،
فرهنگی که از دل ترس ساخته شد،
و رهبری که باور داشت:
اگر هر روز نترسی، همون روزیه که بازی رو باختی.

امروز 21 دسامبر 2025 در 14مین و آخرین اپیزود فصل اول مانی‌کست، قدم‌به‌قدم مسیر شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تاریخ تکنولوژی رو مرور می‌کنیم. از تولد انویدیا با یک مأموریت تقریبا غیرممکن در دنیای بازی‌های ویدیویی شروع می‌کنیم، بعد به بحرانی می‌رسیم که شرکت رو تا لبه‌ی ورشکستگی برد. روایت می‌کنیم انویدیا چطور با یادگیری از صفر و یک بازسازی فنی جسورانه دوباره متولد شد. سپس سراغ خود جنسن هوانگ می‌ریم؛ گذشته، شخصیت و ژن کاری که همه‌چیز رو شکل داد. بعد می‌بینیم این تجربیات چطور به یک فرهنگ سازمانی خشن و متمایز تبدیل شد. و در نهایت، به بزرگ‌ترین چرخش تاریخ انویدیا می‌رسیم: عبور از بازی و تبدیل‌شدن به قلب تپنده‌ی انقلاب هوش مصنوعی.

خبرهای بیشتر درباره‌ی این اپیزود
هیچ داده‌ای یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اپیزودهای پیشنهادی:

گوگل رو تصور کنید در سال ۲۰۱۵؛
یک غول پول‌ساز مطلق. ماشینی بی‌وقفه برای چاپ پول. شرکتی که ده‌ها میلیارد دلار درآمد از جستجو و تبلیغات داشت و از بیرون، بی‌نقص به نظر می‌رسید.
اما اگر آن روزها یک کارت ورود می‌گرفتید و وارد راهروهای گوگل می‌شدید، با تصویر متفاوتی روبه‌رو بودید:
یک کارگاه عظیم، درخشان، پر از نابغه‌های کنجکاو… و به‌شدت بی‌نظم.

تصور کنین مهم‌ترین شرکت جدید دنیای هوش مصنوعی،
نه از دل یک ایده خلاقانه، بلکه از دل یک شورش فلسفی به دنیا اومده باشه.
شورشی که درست وسط OpenAI اتفاق افتاد؛
جایی که GPT ساخته شد.